توضیحات
بهشت ، پس فردا
این چندمین شب جمعه ای بود که علی قـال گذاشته می شد.
رفقایش بعد از تمام شدن کار بی آنکه متوجه شود آهسته در می رفتند و او را تنها میگذاشتند. علی خسته و دلگیر به اتاقکی که آچارها و دیلم ها و بقیه ی اسباب و اثاثیه ی کارگران را تویش گذاشتند رفت و سرکی کشید، کسی نبود. به تک تک چادرها نیز، که گوشه و کنار خط آهن خیمه زده بودند سر زد . آنجا هم کسی نبود. مش حسین ، کـارگــر پیـــری کــه نصف روز را کــــــــار میکرد و نصفه حقوق میگرفت و بقیه ی روز کنار چادر می نشست و برای کارگرها چای درست میکرد و چپق می،کشید، همچنان کنار چادرش نشسته و چشم در غروب آفتاب دوخته بود . علی گردنـــــش…
کتاب های داریوش کارگر
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf سنگسار نوشته داریوش کارگر


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.