0

بعد از ظهر آقای آنده ما

این کتاب را به دیگران توصیه می کنید؟

این کتاب را به کتابخانه مورد علاقه خود بیفزایید.

توضیحات

بعدازظهر آقای آنده ما

داستان چنین آغاز می شود:
راه را کج کرد و سمت چپ پیچید. از آن قسمت تپه می آمد که جنگل آن را کاملا پوشانیده بود و از لابلای بوته ها و پاجوش هایی که نزدیک شدن به دشت را نوید می داد، با زحمت رد میشد. یک سگ حنایی رنگ ریزه بود. بی شک از آبادیهای آن طرف تپه می آمد. از نوک تپه گذشته، ده کیلومتری راه آمده بود. تپه در این طرف با شیب تند به دشت می رسید. همینکه راه را کج کرد، شتابان راه می پیمود. امتداد پرتگاه را پیش گرفت و ناگهان از سرعتش کاست و به بو کشیدن سرگرم شد. پرتو خاکستری رنگی که دشت را در برگرفته بود، بلعید. در این دشت کشتزارهایی وجود داشت که دهکده ای را، همین دهکده و جاده هایی بیشمار که به یک دریای مدیترانه پایان می یافت، در میان گرفته بود.
مردی را که جلوی خانه نشسته بود، با نگاه اول ندید. تنها خانه ای بود که پس از عزیمت از آبادیهای دوردست آنطرف تپه، سر راهش قرار داشت. این مرد نیز این فضای خالی فروزان را که گاه به گاه دسته پرندگان از آن می گذشت، می نگریست. نشست، از خستگی و گرما له له می زد..

اطلاعات بیشتر

نویسنده

مارگریت دوراس

مترجم

علی اصغر خبره زاده

تعداد صفحات

55

حجم (مگ)

0.6

نوع فایل

اسکن شده

شناسنامۀ کتاب

دیدگاهی دارید؟